«آقایان دیگر از این به بعد آقای بنیصدر به عنوان رئیسجمهور از قاموس جمهوری اسلامی حذف شده، شعارها برگردد به طرف آمریکا.» این جملات را اکبر هاشمیرفسنجانی رئیس وقت مجلس، لحظاتی بعد از خواندن آرای نمایندگان مبنی بر تصویب عدم کفایت سیاسی سید ابوالحسن بنیصدر بیان کرد. ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ قصه پر فراز و نشیب اجرای بند دوم اصل ۸۹ قانون اساسی با کنار گذاشتن اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران پایان یافت.
به گزارش ایسنا، سید ابوالحسن بنیصدر فرزند آیتالله نصرالله بنیصدر که از روحانیون بانفوذ همدان بود در سال ۱۳۱۲ به دنیا آمد. او در دانشگاه تهران، در رشتههای اقتصاد و حقوق اسلامی تحصیل کرد و نماینده دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران در کنگره جبهه ملی ایران در سال ۱۳۴۱ و مسئول سازمان دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران بود. بنیصدر رهبری گروه کوچکی از دانشجویان مخالف شاه را بهعهده داشت و دو بار به خاطر فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان شد و پس از مجروح شدن در قیامی ناموفق علیه حکومت در خرداد ۱۳۴۲، کشور را ترک کرد و عازم فرانسه شد و در دانشگاه سوربن دکترای اقتصاد گرفت.
با ورود پرواز انقلاب به تهران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ از پاریس، بنیصدر یکی از کسانی بود که در پلههای هواپیما دیده شد. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و تشکیل دولت موقت با نخستوزیری مهدی بازرگان، بنیصدر ابتدا در تیر ۵۸ به معاونت وزارت اقتصاد و دارایی رفت و با کنارهگیری دولت موقت و تشکیل دولت شورای انقلاب در آبان ۵۸ به سمت وزیر اقتصاد و دارایی منصوب شد. همچنین او از ابتدای بهار ۱۳۵۸ به عضویت شورای انقلاب درآمد.
برگزاری اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصت خوبی بود تا بنیصدر که به گفته برخی از نزدیکانش از پیش از انقلاب سودای قدرت در سر داشت به آرزویش برسد. به خصوص که امام (ره) روحانیون را از کاندیداتوری در انتخابات منع کرده بودند و همین موضوع باعث شد تا بنیصدر حمایت تشکل بانفوذی مثل جامعه روحانیت مبارز را هم پشت سر خود داشته باشد. سرانجام سید ابوالحسن بنیصدر در انتخابات بهمن ۱۳۵۸ با کسب نزدیک به ۱۱ میلیون رأی مردم (۷۶ درصد آرا) در رقابت با کاندیداهایی مثل حسن حبیبی، احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطبزاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوریفرد و حسن آیت به عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد.
ریاست جمهوری بنیصدر رسماً از ۱۵ بهمن ۵۸ که وی در برابر امام خمینی سوگند یاد کرد، آغاز شد.
اختلافات بنیصدر با برخی از انقلابیون و اطرافیان امام (ره) از همان ابتدای تصدی ریاست جمهوری وی آشکار شد. با برگزاری انتخابات دوره اول مجلس در اسفند ۵۸ و اردیبهشت ۵۹، لیست مورد نظر بنیصدر از لیست مورد حمایت حزب جمهوری اسلامی شکست خورد تا مجلس با اکثریت مخالفان بنیصدر تشکیل شود. نخستین تقابل در انتخاب نخستوزیر رخ داد که مجلس گزینه مورد نظر بنیصدر را قبول نکرد و او به ناچار تن به نخستوزیری محمدعلی رجایی داد.
تقابل میان نیروهای مشهور به خط امام (ره) که عمدتاً از اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند و بنیصدر پس از انتخاب نخستوزیر و کابینه نیز همچنان ادامه یافت و در زمستان ۵۹ دور تازهای از منازعات شروع شد. در آخرین روزهای پاییز ۵۹، سخنرانی احمد سلامتیان و حسن لاهوتی اشکوری از یاران نزدیک بنیصدر در مشهد باعث مناقشات و درگیریهایی بین هواداران دو گروه شد و در اسفند ماه همان سال نیز با سخنرانی ۱۴ اسفند رئیسجمهور در دانشگاه تهران، این منازعات شدت گرفت.
از طرفی نحوه مدیریت جنگ توسط بنیصدر به عنوان فرمانده کل قوا از دیگر مواردی بود که انقلابیون نسبت به آن انتقادات شدیدی داشتند. همچنین بنیصدر با آیتالله سید محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور اختلافات شدیدی داشت و عملاً قوه مجریه در مقابل دو قوه مقننه و قضاییه قرار گرفته بود. بنیصدر در انحلال دادگاههای انقلاب، سپاه پاسداران و کمیتهها و همچنین تحت کنترل درآوردن قوه قضائیه و رادیو و تلویزیون موفق نبود و هر روز تنش او با سران نظام بیشتر میشد. بهخصوص که در نشریه خود یعنی روزنامه انقلاب اسلامی حملات تندی را متوجه بزرگان انقلاب میکرد.
با شدت گرفتن اختلافات در نوروز ۶۰، هیئتی از سوی حضرت امام خمینی، مسئول رسیدگی به اختلافات پیش آمده شد و به روزنامهها اخطار شد که از انتشار مواردی که باعث آشوب میشود، خودداری کنند، اما شروع کار این هیئت، هیچ تأثیری در جلوگیری از توسعه تحریکات و اغتشاشات نداشت. در این میان روابط میان بنیصدر با سازمان مجاهدین خلق گستردهتر شد. اینچنین بود که مجاهدین خلق در ۱۸ خرداد ۶۰، حمایت کامل و یکپارچه خود را از بنیصدر اعلام و به نهادهای انقلابی و مسئولان حمله کردند.
با بالا گرفتن اختلافات و حمایت آشکار سازمان مجاهدین خلق که عملاً مقابل جمهوری اسلامی صفبندی کرده بودند و شکستها، پیاپی در جبههها و همکاری نکردن بنیصدر با نیروهای نظامی حاضر در جنگ، در ۲۰ خرداد ۶۰ امام خمینی (ره) به استناد بندهای ذیل اصل ۱۱۰ قانون اساسی، در حکمی خطاب به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، بنیصدر را از سمت فرماندهی کل قوا عزل کردند. در این حکم یکخطی آمده بود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم. ستاد مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران. آقای ابوالحسن بنیصدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شدهاند. روح اللَّه الموسوی الخمینی»
با برکناری بنیصدر از فرماندهی کل قوا از سوی امام (ره) تقریباً تکلیف مخالفان او مشخص شد و این اتفاق نشان داد که امام هم با نوع مدیریت رئیسجمهور موافق نیستند. در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ مخالفان وی ضمن برگزاری تظاهراتی در پایتخت خواهان عزل او از ریاست جمهوری شدند. از طرفی طرح بررسی کفایت سیاسی او ذیل بند دوم اصل ۸۹ قانون اساسی در مجلس کلید خورد و در ۲۶ خرداد ۱۳۶۰، دو فوریت طرح نمایندگان مجلس برای ارزیابی کفایت سیاسی رئیسجمهور وقت در مجلس به تصویب رسید و این طرح در دستور کار مجلس قرار گرفت و در نهایت مجلس در ۳۱ خرداد حکم به بیکفایتی سیاسی بنیصدر داد.
بنیصدر که نزدیک به ۱۷ ماه بر کرسی ریاست جمهوری نشسته بود پس از عزل حدود پنج ماه را در خفا زندگی کرد تا اینکه در هفتم مرداد ۱۳۶۰ به همراه مسعود رجوی سرکرده سازمان مجاهدین خلق از مرز ایران خارج شد و با عبور از کشورهای ترکیه، قبرس، یونان و شمال ایتالیا در یک فرودگاه نظامی واقع در حومه پاریس به زمین نشست. رجوی هم که در مدت زندگی مخفی بنیصدر از او حمایت میکرد در کنار وی وارد فرانسه شد و در آنجا اقامت کرد. گفته شده که بنیصدر هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد و فرار از کشور، سوار بر اتومبیل وانت و ملبس به لباس زنانه بوده است.
فرار بنیصدر یک ماه پس از خلع وی از ریاست جمهوری توسط امام و یک هفته پس از انتخاب شهید محمدعلی رجایی به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. بنیصدر روز چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۶۰ با یک فروند هواپیمای به خلبانی سرهنگ معزی، خلبان ویژه شاه، از کشور گریخت. معزی در دیماه ۱۳۵۷ پس از آنکه شاه را به مصر و سپس به مراکش برد، در بازگشت از مراکش با تظاهر به جانبداری از انقلاب اسلامی، وارد کشور شد. فردای آن روز کانال دو تلویزیون فرانسه بنیصدر را نشان داد در حالی که سبیلش را تراشیده و در کنار مسعود رجوی، سلامتیان و سرهنگ معزی ایستاده بود. ابوالحسن بنیصدر بلافاصله پس از ورود به فرانسه درخواست پناهندگی سیاسی کرد و تا مدتها همچنان خود را رئیسجمهور ایران میخواند. او اکنون هم در ویلایی در پاریس و تحت تدابیر شدید امنیتی زندگی میکند و گهگاه به اظهارنظر سیاسی میپردازد. این سرنوشت مردی است که با رأی ۱۱ میلیونی مردم به قدرت رسید اما …
منبع: ایسنا


