مسعود استاد برادر میترا استاد، همسر مقتول محمد علی نجفی شهردار اسبق تهران در مصاحبه با رکنا جزئیات تازه‌ای از روند رسیدگی به این پرونده را بیان کرده است که اینجا می‌خوانید.
۱) ما اصرار بر قصاص داریم و نظرمان تغییر نخواهد کرد. حق تولد و مرگ فقط دست خداست اما آقای نجفی حق زندگی را از خواهرم گرفت. اگر مرگ او یک حادثه بود کنار می‌آمدیم اما این اتفاق به هیچ عنوان قابل بخشش نیست. درخواست پدر و مادرم و خواهرزاده‌ام(پسر میترا) قصاص است.
۲) روزی که برای خواهرم مراسم ختم گرفتیم، اکثر دوستانش به مسجد آمدند برای عرض تسلیت. البته خانواده آقای نجفی مانند برادر، برادرزاده و دامادش هم برای تسلیت‌گویی آمدند. پس از آن هم با من و خانواده‌ام تماس گرفتند که آراممان کنند و خواستند که او را ببخشیم. چندبار هم پیامک دادند. داماد آقای نجفی و برادرزاده‌اش به من زنگ زدند و اصرار داشتند که در دادگاه از خونخواهی گذشت کنیم. اما ما کوتاه نخواهیم آمد.
۳) نجفی در دادسرا تلاش کرد تا از من و خانواده‌ام رضایت بگیرد. در آنجا ابراز پشیمانی کرد و حتی خطاب به مادرم گفت:«حاج خانم دختر شما امانت بود دست من و شما هم بارها تاکید کرده بودید روی این جمله که دختر من امانت است دست شما. اما من امانتدار خوبی نبودم و قصدم قتل نبود.» او با گفتن این جمله ابراز شرمندگی کرد و معذرت خواست.
۴) مادرم به شدت ناراحت و افسرده است. آقای نجفی در دادسرا به من گفت که پس از قتل خواهرم تصمیم به خودکشی گرفته و به بالکن رفته که خودش را پرت کند اما به این فکر کرده که خودکشی گناه بزرگی است و پشیمان شده است. مگر کشتن خواهرم گناه نبود؟ اینکه پسر خواهرم بی‌مادر شده گناه بزرگی نیست؟
۵) این چیزها ما را عذاب می‌دهد و حرف‌های دیگری که علیه خواهرم می‌زنند یا در فضای مجازی از جانب ما نظر می‌دهند. یکی از همین نظرها این بود که خانواده استاد نمی‌توانند نصف دیه را جور کنند برای همین نجفی قصاص نمی‌شود. نمی‌دانم چطور راضی می‌شوند که درباره ما اینطور نظر بدهند.
۶) در پیامکی که برای ما ارسال شده، نوشته که زمان جلسه محاکمه دهم تیرماه است. اما هنوز ساعتش را اعلام نکرده‌اند. نیازی به وکیل نداریم و فکر نمی‌کنم وکیل بگیریم. همه چیز مشخص و محرز است. آقای نجفی به قتل اعتراف کرده و درخواست ما هم قصاص است.
۷) (پسر میترا) پیش من زندگی می‌کند. حال روحی‌اش روزبه‌روز بدتر می‌شود. او به شدت افسرده است. اکثر وقت‌ها یک گوشه کز کرده و گریه می‌کند. شب‌ها هم جرات ندارد تنهایی بخوابد. از دو روانشناس وقت گرفته‌ام و قرار است در این هفته او را به دکتر ببرم. مدام سر خاک مادرش می‌رود که آرام شود.

برای پیگیری اخبارسیاسیاینجا کلیک کنید.