*** یک *** در حالی که مردم مناطق مرزنشین در تابستان داغ سال ۵۹ هر روز با حملات مقطعی و محدود، اما گستاخانه دشمن روبه‌رو می‌شدند و حتی شهید می‌دادند، در مرکز ایران و بسیاری از شهرهای بزرگ کشورمان مردم به زندگی عادی خود می‌پرداختند و آنقدر فکر و ذهن‌شان درگیر دعواهای سیاسی و لجبازی برخی اقشار و گروهک‌ها بود که گویی از آتش زیر خاکستری که عن‌قریب در سراسر مرزهای غربی و جنوبی کشورمان زبانه می‌کشید ناآگاه بودند. نهایتاً ظهر روز ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ که غرش جنگنده‌های دشمن خبر از بمباران ۱۰ فرودگاه کشورمان توسط عراقی را داد، این خبر برای بسیاری از مردم و حتی نظامی‌ها و مسئولان کشور، خبری غافلگیرکننده و شوک‌آور به نظر می‌رسید. روز اول جنگ بسیاری از مردم تهران روی پشت بام‌های خود رفتند تا از دور، شعله‌ها و دود غلیظی را مشاهده کنند که از فرودگاه مهرآباد نمایان بود. بسیاری از مردم حتی تا دقایقی پس از این واقعه خبر نداشتند چه اتفاقی افتاده است و هرکس منشأ آن را به اتفاقی نسبت می‌داد. تا اینکه خبر ساعت ۱۴ رادیو اعلام کرد جنگ ایران و عراق به شکل رسمی آغاز شده است!

*** دو *** واقعیت این است که تلخی روزهای نخستین جنگ تنها به شنیدن یک خبر شوک‌آور محدود نبود. فاجعه اصلی در مرزها رخ می‌داد. با وجود تجمع نیروهای دشمن در طول مرزها و آمادگی آن‌ها برای ورود به یک نبرد تمام عیار، واحدهای نظامی کشورمان به هیچ وجه آماده رویارویی با یک ارتش مجهز و آماده نبودند. بنابراین به رغم جانفشانی‌ها و ایثارگری‌هایی که در روزهای نخستین جنگ توسط نیروهای نظامی و مردمی کشورمان انجام گرفت، اخباری که آن روزها از جبهه‌ها مخابره می‌شد، ناامید کننده بود. وفیق سامرایی از افسران ارشد اطلاعاتی ارتش بعث در کتاب خود عنوان می‌دارد، بعثی‌ها با اطلاعات دقیقی که از وضعیت نیروهای ایرانی داشتند، پیش‌بینی می‌کردند تا چند روز دیگر، خود را به اهواز خواهند رساند. این پیش‌بینی‌ها منطبق با واقعیات میدانی بود. اما آنچه آن‌ها پیش‌بینی نکرده بودند، روحیه سلحشوری ایرانی‌ها بود که باعث شد برخی کمبودهای موجود در میدان رزم تا حدی جبران شود.

*** سه *** یک واقعیت تلخ که در روزهای منتهی به جنگ از زبان برخی چهره‌ها و شخصیت‌های حاضر در آن دوران شنیده می‌شد، تحلیل غلط و شاید مغرورانه‌شان از میزان قدرت ایران در مقایسه با عراق بود که به زعم آن‌ها عراق هرگز جرئت نمی‌کرد با کشور بزرگی مثل ایران که در رژیم گذشته ژاندارم منطقه بود وارد یک درگیری تمام عیار شود. همین تحلیل باعث می‌شد تا به رغم هشدار نیروهای حاضر در مرزها، اقدام جدی علیه دشمن صورت نگیرد. به عنوان نمونه ارتش در خردادماه ۱۳۵۹، طرح ابوذر را به اجرا گذاشت که طبق آن یگان‌های مستقر در مرز نظیر لشکر ۹۲ زرهی اهواز، تیپ ۸۴ خرم‌آباد، لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه، لشکر ۲۸ پیاده کردستان و لشکر ۶۴ پیاده ارومیه مسئولیت دفاع اولیه از مرزها را برعهده گرفتند و سعی شد تا سطح هوشیاری این یگان‌ها بالاتر برود،اما به رغم این طرح،هیچ‌گاه کاستی‌ها و کمبودهای واحدهای ذکرشده آنطور رفع نشدکه آماده رویارویی مؤثر و جانانه‌تر با دشمن متجاوزی،چون ارتش مسلح شده بعثی باشند. به عنوان نمونه امیر پورداراب از نیروهای پیشکسوت ارتش می‌گوید پیش از شروع جنگ، تعداد قابل توجهی از توپ‌ها و ادوات گردان دژ(اصلی‌ترین یگان محافظ خرمشهر) ازکار افتاده و قابل استفاده نبودند.همین طور سندی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز وجود دارد که نشان می‌دهد اندکی پیش از آغاز جنگ، گزارش کمبود نیرو و پرسنل این لشکر به اطلاع مقامات بالاتر رسیده بود.

*** چهار *** دو ماه اول جنگ بسیار تعیین‌کننده بود. در این دو ماه چیزی حدود ۱۵ هزار کیلومتر از خاک کشورمان به تصرف دشمن درآمد. تصرف این بخش عظیم از نواحی مرزی کشورمان، نتیجه مستقیم همان اهمالکاری‌هایی بود که باعث شد تجاوزات مقطعی عراق در جنگ ما قبل از جنگ نادیده گرفته شود و به ناگهان، ستون یگان‌های زرهی دشمن روی جاده اهواز- خرمشهر، ظرف پنج روز خود را به حومه مرکز استان خوزستان برسانند. در همین دو ماه عراق آن قدر خاک از ما گرفت که تا دو سال بعدی، ایران تنها سعی می‌کرد متجاوز را از متصرفاتش بیرون براند. به رغم مقاومت جانانه‌ای که رزمندگان در روزهای اول هجوم دشمن داشتند، بعثی‌ها به دلیل کثرت نفرات و تجهیزات برتر، پیشروی سریعی به عمق خاک کشورمان در برخی مناطق داشتند. واحدهای زرهی ارتش ایران در چنین شرایطی که تعداد و امکانات نیروهایش قابل مقایسه با نیروهای دشمن نبود، نهایتاً سعی می‌کرد با عملیات تأخیری، از پیشروی سریع دشمن جلوگیری کند. با این وجود ارتش عراق توانست ظرف چند روز از شمال و جنوب به طرف اهواز پیشروی کند.

*** پنج *** نگاه آماری به شهرها و مناطقی که در دو ماهه اول جنگ (دوره غافلگیری) به اشغال دشمن درآمدند هرچند تلخ، اما به وضوح نشان می‌دهد چطور اهمالکاری و مماشات یک عده از سیاسیون علیه دشمنی جسور و گستاخ، باعث شد تا در یک بازه زمانی کم، چند شهر مهم مرزی به اشغال دشمن درآید. در دوره اول جنگ که از ۳۱ شهریور تا اواخر آبان طول کشید، شهرهایی، چون خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصر شیرین و نفت‌شهر تصرف شدند. تمامی این شهرها از سه استان خوزستان، ایلام و کرمانشاه بودند که عمده تهاجم زمینی دشمن در این سه استان انجام می‌گرفت. در کردستان و کمی بعد آذربایجان غربی، سیاست تقویت مرزها توسط قوای عراقی و همین طور ایجاد آشوب در داخل مرزهای ایران توسط گروهک‌های جدایی‌طلب از سوی دشمن دنبال می‌شد. شهر مرزی سومار در روز اول مهرماه به اشغال دشمن درآمد. روز بعد نیز قصر شیرین و سپس مهران به تصرف دشمن درآمدند. در خصوص مهران ذکر این نکته ضروری است که ارتفاعات مشرف به این شهر دو روز قبل از شروع رسمی جنگ، یعنی در روز ۲۹ شهریورماه ۵۹ به تصرف دشمن درآمده بود

تازه‌ترین تحولاتسیاسیرا اینجا بخوانید.