مهرداد خدیر در نوشتهای که به مناسبت درگذشت اردشیر زاهدی روی سایت عصر ایران منتشر شده است، از زاویهای متفاوت ماجرا را بررسی کرده است. با هم بخشهایی از این یادداشت را میخوانیم:
شماره یک | اگر از اردشیر زاهدی در سالهای آخر عمر دو رفتار یا گفتارِ غافلگیرکننده و خلاف انتظار سر نمیزد، مرگ او در ۹۳ سالگی بازتاب متفاوتی میداشت. در خارج با تکریم فراوان و متقابلا در داخل شاید رسانههای اصولگرا تیتر میزدند «داماد عیاش شاه در سوییس مُرد» یا اصلا توجهی نمیشد. اما از اردشیر زاهدی و در سالهای پایانی عمر دو رفتار یا گفتار سر زد که تصویر دیگری از او ترسیم کرد؛ مواضعی که برخی به حساب دورافتادگی و دوران طولانی اقامت در سوییس گذاشتند. بعضی هم ناشی از تمایل به خاکسپاری جنازه در میهن یا اختلاف با خانوادۀ سلطنتی پس از مرگ شاه دانستند و البته به میهندوستی و نگرانی برای ایران فارغ از این که حکومت آن پادشاهی است یا جمهوری اسلامی نیز نسبت داده شد.
شماره دو | درست است که اردشیر زاهدی سیاستمداری نخبه در طراز رجال شاخص عصر پهلوی دوم نبود و چون پسر فضلالله زاهدی و همسر دختر شاه از ازدواج اول با ملکه فوزیه (شهناز پهلوی) بود به مقام و منصب رسید، اما هر چه بود وزیر خارجه و سفیر ایران در انگلستان و آمریکا بود
شماره سه | دو اقدام اردشیر زاهدی در کهنسالی وضعیت امروز او را متفاوت میکند؛ یکی یادداشتی بود در روزنامۀ آمریکایی و معتبر نیویورک تایمز در قالب آگهی و در تقبیح فشار حداکثری ترامپ و تحریم و تهدید ایران به جنگ و دومی ستایش سردار قاسم سلیمانی به عنوان «سرباز فداکار و شرافتمند وطن» بود و تقبیح اقدام تروریستی دونالد ترامپ. این دومی صدای براندازان خارجی را بیشتر درآورد.
شماره چهار | مشهور است که زبان رک و صریحی داشت و به آسانی از الفاظ رکیک استفاده میکرد و وقتی در جوانی و در مقام و منصب، چنین بوده قابل درک است که در کهنسالی و فارغ از ملاحظات دیپلماتیک و در اوج ثروت و مکنت و گرفتار بیماری تشدید هم شده باشد.
شماره پنج | در بیروت درس خوانده بود اما نه درس سیاست و حقوق یا دیپلماسی چون پدر نظامی گری که در رشتۀ کشاورزی. نه مانند پدر یک نظامی خلاق بود و نه تکنوکرات برجستهای شد و به رتبه ای دیگر رسید: دامادی شاه و انگار در تاریخ این سرزمین دامادی داستان ها دارد و چه برکشیدن ها که حاصل آن است. همین دامادی او را به وزارت خارجه رساند و بعد سفیر شد و آخرین سفیر ایران در آمریکا بود. با نگاه امروز اول سفارت است بعد وزارت ولی سفارت آمریکا کم از وزارت نبود
شماره شش | او از برجام و توافق هستهای دفاع میکرد. میگفت اگر دیگران هم خارج شوند این سند اعتبار دارد و همین البته مخالفان مدعی داخلی برجام را در مضیقه قرار میداد چرا که مردم میدیدند داماد محمدرضا شاه و آخرین سفیر او در آمریکا منصفانه سخن میگوید
شماره هفت | پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰ خورشیدی، اردشیر زاهدی در ۹۳ سالگی در مونتروی سوییس درگذشت. او اسناد خود را پیشتر به دانشگاه استنفورد سپرده و ظاهرا دو میلیون دلار را هم در احتیار آنان قرار داده بود تا به کار تحقیقات دانشجویان ایرانی بیاید که علاقه مندند بر اساس آنها پژوهش کنند. فارغ از این که ثروت او از کجا آمده بود دربارۀ دستودلبازی او افراد مختلف گواهی میدهند و به لحاظ شخصی او را سخاوتمند و گشادهرو ولی در بیان دیدگاه های سیاسی بددهن توضیف میکنند.
شماره هشت | شاید راز موضع گیری های اردشیر زاهدی را در مراسمی بتوان دریافت که چندی دیگر به یاد او برپا میشود؛ آیینی به بهانۀ رونمایی از اسناد اهدایی به دانشگاه استانفورد با سخنان هنری کیسینجر و کاندولیزا رایس. اما همین که آدمی داماد و سفیر آخرین شاه باشد و عکس آنان را پشت سر بگذارد ولی با جماعت حامی جنگ و تحریم همنوایی نکند از او چهرۀ متفاوتی ساخت ولو به لحاظ تاریخی نام او یادآور پدری باشد که دولت ملی دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد.


