شاه رفت تیتر نخست روزنامههای پرتیراژ اطلاعات و کیهان در ۲۶ دی ۱۳۵۷ است. این تیتر در صفحه اول روزنامه اطلاعات و کیهان در روز ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ و همزمان با خروج محمدرضا پهلوی از کشور چاپ شد. خودش و مردم ایران اشک ریختند. خودش در غم شکسته شدن تاج و تختش و مردم در شادی شکسته شدنِ … . خبر خروجش در ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه ظهر، از رادیو پخش شد. بوئینگ ۷۲۷ شهباز آسمان تهران را ترک کرد و داستانش برای همیشه پایان یافت.
محمدرضا در سن ۵۹ سالگی به همراه همسر سومش فرح دیبا، سه فرزند از چهار فرزندش، مادر همسرش و برخی از مقامات ارتش به فرودگاه مهرآباد رفتند و در حلقه برخی مقامات سیاسی، فرماندهان و امرای گارد شاهنشاهی، رییس و اعضای شورای سلطنت و شاپور بختیار، آخرین نخستوزیرش در حالی سوار بر بوئینگ ۷۲۷ شهباز شد که اشک از چشمانش سرازیر بود، رفتاری موزیانه که دست کم یکی دو بار دیگر طی دوره ۳۷ ساله سلطنتش تکرار کرده بود.
شاه ۵۹ ساله ایران خودش هدایت هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ را بر عهده داشت خبر خروجش در ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه، به فاصله کوتاهی از رادیو تهران پخش شد.هواپیمای نیروی هوایی ارتش به خلبانی محمدرضا پهلوی ساعاتی بعد وارد شهر آسوان شد و اتومبیلها او را به محل اقامت انور سادات رییسجمهور وقت مصر بردند تا از او و همراهانش استقبال کرده باشد و برایش جشنی پر زرق و برق اما نه با شکوه و در قامت شاه ایران بگیرد.
ماجرای تیتر «شاه رفت»
محمد حیدری، روزنامه نگار پیشکسوت و از اعضای سردبیری روزنامه اطلاعات در مقطع پیروزی انقلاب، خاطرهای جالب از تیتر تاریخی روزنامه اطلاعات "شاه رفت" روایت کرده است. دو تیتر معروف و بسیار بزرگ « شاه رفت » و « امام آمد » بیهیچ گمانی ابتکار حرفهای شادروان غلامحسین صالحیار، سردبیر وقت روزنامه اطلاعات است . او میگوید: آقایان علی باستانی، حسین شمس ایلی و من در امور خبری معاونان صالحیار بودیم که البته نقش آقایان باستانی و شمس ایلی در این بخش پررنگتر از من بود.
تمام روزنامهنگاران در ردههای ما، از دست کم ده روز قبل میدانستیم شاه قرار است از ایران برود، زیرا تیمسار مقدم ( آخرین رئیس ساواک) در جلسهای که ما را به شرکت در آن ( در ساختمان مرکزی ساواک - وزارت اطلاعات کنونی ) فراخوانده بود موضوع را با قید این که نباید آن را منتشر و یا بازگو کنیم، اعلام کرده بود. روز رفتن شاه، ما میدانستیم شاه و خانوادهاش قرار است ایران را ترک کنند. بنابراین دست کم هیات سردبیری میدانست تیتر اول به این موضوع اختصاص دارد. هرچه به زمان تصمیمگیری برای انتخاب کلمات تیتر نزدیکتر می شدیم، صالحیار مرا بیشتر دنبال کارهای متفرقهای که ربطی به من نداشت میفرستاد . و چند بار هم شاهد بودم در پاسخ به پرسش اعضای سردبیری در مورد مضمون تیتر اول، پاسخهایی سردستی میداد.
آن روز تنها روزی بود که من و دیگران از چگونگی بسته شدن صفحه اول روزنامه بیخبر بودیم ( در حالی که نظارت بر صفحهبندی و کنترل نهایی با من و سپس خود صالحیار بود.)
سرانجام خبر دار شدیم چاپ روزنامه آغاز شده و دقایقی بعد، نسخههایی از آن به هیات تحریریه آورده شد و در آن لحظه بود که چشم ما به آن تیتر افتاد.
ساعتی بعد، من در سر کشی به بخش توزیع و گفت و گو با سرپرست آن متوجه شدم ترتیبی داده شده که بجای روال توزیع عادی، خروجی دو ماشین چاپ روزنامه ( رتاتیو و افست روتاتیو ) بدون در نظر گرفتن بازگشت وصول پول فروش، بین مردم که خیابانها از آنها مملو بود، توزیع شود. بدین ترتیب با یک سازمان دهی دقیق، روزنامهای با تیتری که هنوز هم به مناسبت و بیمناسبت در رسانهها بازتاب می یابد، منتشر شد.
در روزنامه اطلاعات در زیر تیتر؛ آخرین عکس از شاه بر روی پلکان هواپیما و در حال خروج از ایران منتشر شد که توسط جعفر دانیالی عکاس روزنامه اطلاعات گرفته شده بود.برخی روزنامه نگاران معتقدند که روزنامههای کیهان و اطلاعات برای انتشار این تیتر با هم هماهنگ بودند. این اولین بار بود که به جاه پادشاه یاشاهنشاه از اسم شاه در روزنامهها برای محمدرضا پهلوی استفاده شد.


