امروز ۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران است.
روستازادهای نابغه که از جنوبیترین منطقه شهر با رتبه ۱۵، وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد و لیسانس الکترومکانیک گرفت. در کسوت دانشآموخته ممتاز ایرانی به آمریکا رفت و در دو رشته برق و الکترونیک و فیزیک پلاسما در دانشگاه ای اند امِ تگزاس و دانشگاه برکلی کالیفرنیا کارشناسی ارشد و مدرک دکتری گرفت و به استخدام آزمایشگاههای فوقپیشرفته جت ناسا و بِل درآمد اما همه تخصص و تجربهاش را به ایران آورد و با اعزام به جبهههای جنوب، علیه رژیم بعث عراق به خدمت گرفت و نهایتا چهل و یک سال پیش، در جبهه دهلاویه - سوسنگرد به شهادت رسید.
شماره یک | دهم مهر ۱۳۱۱ در محله سرپولک تهران متولد شد. پدرش حسن اهل روستای چمران از دهاتهای ساوه بود که در جوانی به محله بازار آهنگرهای تهران نقل مکان کرد. روستای چمران یکی از ۲۹ پارچه آبادی دهستان آقکهریز از ده ها دهستان استان مرکزی است که در بخش نوبران شهرستان ساوه واقع است که اهالیش به زبان ترکی صحبت میکنند.
شماره دو | دوره دبستان را در مدرسه انتصاریه و دوره متوسطه را در دو مدرسه دارالفنون و البرز درس خواند و در سال ۱۳۲۹ دیپلم ریاضی گرفت. سه سال بعد از دریافت دیپلم ریاضی در سال ۱۳۳۲ با کسب رتبه ۱۵ کنکور سراسری، در رشته مهندسی الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۶ فارغ التحصیل شد و سال بعد به عنوان استاد در این دانشکده مشغول تدریس شد. پس از یک سال استادی در دانشکده فنی دانشگاه تهران، با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز در سال ۱۳۳۷ به آمریکا اعزام شود.
شماره سه | بعد از اخذ کارشناسی ارشد در رشته برق و الکترونیک از دانشگاه ای اند امِ تگزاس برای تحصیل در رشته فیزیک پلاسما به دانشگاه بِرَکلی کالیفرنیا رفت و با مدرک دکتری، فارغالتحصیل شد. او بعد از فارغالتحصیلی از بِرَکلی در سال ۱۳۴۱ همراهِ تامسُن هیمن، همسر اولش و فرزندانش رحیم، علی، جمال و روشن به ایالت صنعتیِ نیوجرسی مهاجرت کرد.
شماره چهار | زندگی سیاسی او در ایران آغاز شد. پس از ورود به دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ از جمله دانشجویانی بود که به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه درآمد و فعالیت سیاسی را آغاز کرد. نهضت آزادی در سال ۱۳۴۰ تشکیل شد. ابراهیم یزدی بعدها تعریف کرد «ما» یعنی بنده، دکتر مصطفی چمران، دکتر علی شریعتی، صادق قطبزاده و پرویز امین که آن زمان ایران نبودیم شاخه اصلی نهضت آزادی در خارج را در بهار سال ۱۳۴۱ تاسیس کردیم.
شماره پنج | در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ جزو دانشجویانی بود که به حضور ریچارد نیکسون، معاون وقت رییسجمهور آمریکا در این دانشگاه، تجمع اعتراضی برگزار کرد. این تجمع با حمله گارد سلطنت به دانشکده فنی دانشگاه تهران پایان یافت.
شماره شش | در تیر ۱۳۴۳، چهار ماه قبل از بازداشت و تبعید امام خمینی، همراه ابراهیم یزدی، محمد توسلی، ابوالفضل بازرگان، رضا رییس طوسی، علی نصر و حسین حریری، شهریار روحانی، راستین، امینیان و شریفیان برای برگزاری دورههای چریکی و سازماندهی مخفی به مصر رفت و سازمان مخصوص اتحاد و عمل مشهور به «سماع» را با ۳۱ عضو تشکیل داد. مرگ عبدالناصر و حوادثی که در مصر اتفاق افتاد از یک سو و قطع روابط سیاسی ایران و لبنان و ممنوعیت سفر ایرانیان به لبنان، موجب سخت شدن فضای سیاسی - امنیتی مصر و لبنان برای گروه سماع و خروج اعضای این گروه از این کشور شد. چمران که کمی قبل از این حوادث، مصر را ترک کرده و به آمریکا رفته بود با دعوت امام موسی صدر برای تاسیس مدرسه مهندسی در شهر صور به لبنان برگشت و رییس این مدرسه شد. تا سفر امام موسی صدر به لیبی و ناپدید شدنش در این کشور، در لبنان ماند اما با ناپدید شدن او فضای سیاسی - امنیتی توسط گروههای چپ بر علیه چمران و گروه سماع شد و او چندین بار تهدید به مرگ شد.
شماره هفت | اتفاقات لبنان بالاخره باعث برگشت دکتر چمران به ایران پس از دو دهه دوری شد. این برگشت مصادف بود با روی کار آمدن دولت موقت و انتقال ابراهیم یزدی از نخستوزیری به وزارت امور خارجه. مهندس مهدی بازرگان او را به کار دعوت کرد و به عنوان معاون نخستوزیر در امور انقلاب منصوب کرد. با همین عنوان به پاوه رفت و غائله کردستان را در عرض ۱۵ روز پایان داد.
شماره هشت | زمستان سال ۱۳۵۸ در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به نمایندگی از مردم تهران وارد مجلس شد.
شماره ۹ | با آغاز جنگ تحمیلی در شهریور ۱۳۵۹ به رهبری گروهی از رزمندگان داوطلب جبهه نبرد درآمد و با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشکیل داد. همچنین با تاسیس واحد مهندسی در عملیاتهای مهمی شرکت کرد. این واحد فنی - مهندسی در ساخت جادهها و پلهای نظامی، نصب پمپهای آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود ۲۰ کیلومتر و عرض یک متر در کمتر از یک ماه، مسیر حرکت آب کارون را به سمت تانکهای بعثی تغییر مسیر داد. نیروی زمینی عراق مجبور شد چند کیلومتر از میدان نبرد عقبنشینی کند و تسخیر اهواز را از سر بیرون کند.
شماره ۱۰ | سحرگاه ۳۱ خرداد پس از آنکه خبر شهادت ایرج رستمی، فرمانده نیروهای سپاه دهلاویه را دریافت کرد به سرعت فرمانده دیگری را انتخاب کرد و با خود به دهلاویه برد. نیروهای عراقی منطقه را زیر بارانی از خمپاره گرفتند. ترکش یکی از خمپارهها به پشت سر دکتر چمران برخورد کرد. آمبولانس او را به سرعت به بیمارستان سوسنگرد برد. امکانات محدود بیمارستان موجب انتقال او به بیمارستان اهواز شد اما ترکش خمپاره شکاف عمیقی در پشت سر و جمجمه دکتر به وجود آورده بود. عمق جراحت به حدی عمیق بود که نتوانست تحمل کند و دعوت حق را در آمبولانس لبیک گفت


