روزنامه هفت صبح| هفته قبل رئیسی وزیر صمت پیشنهادی را برای اینکه بهجای فاطمیامین بنشیند، معرفی کرد. او نام عباس علیآبادی را آورد که تا همین دیروز بهعنوان مدیرعامل مپنا فعالیت میکرد و حالا امروز برای تایید صلاحیت بهعنوان وزیر باید پشت تریبون برود. همان زمان که اسم علیآبادی مطرح شد، برخی از کانالهای تحلیل بورس خوشحال شدند که بالاخره یک نفر از جنس بازار سرمایه راهی این وزارتخانه میشود. آنهم در شرایطی که عملا یکی از دلایل به زمین خوردن فاطمیامین، مخالفت او با عرضه خودرو در بورس بوده است.
گزینه همیشگی وزارت
علیآبادی کیست و از کجا آمده؟ هلدینگ بزرگ حوزه انرژی مپنا که هنوز 10درصد از آن دولتی است تا امروز دو رئیس بیشتر نداشته و علیآبادی دومین فردی بوده که در این جایگاه نشسته. او همان روزهای اول تشکیل دولت گزینه رئیسی برای وزارت نیرو بود. جاییکه تا دو دهه قبل بهعنوان معاون در دفتر آن رفتوآمد داشت و میتوانست با یک وقفه 22ساله اینبار در لباس وزیری به ساختمان آن برگردد. با اینحال این انتخاب عملی نشد و علیآبادی از همان دفتر مپنا که نشسته بود، تکان نخورد.
داستان علیآبادی و مپنا
ماجرای شناخته شدن علیآبادی، به دومین دولت محمود احمدینژاد برمیگردد. سال 1388 او از معاونت وزیر نیرو به هلدینگ مپنا آمد و دیگر تا همین روز گذشته همینجا ماند. علیآبادی مدرک دکتری در رشته برق دارد و قبلا هم رئیس دانشگاه مالکاشتر بوده. قبل از او موسی رفان بود که روی صندلی مدیرعاملی مپنا مینشست.
رفان یک فرمانده نیروهوایی سپاه بود که از سال 1378 وارد مپنا شد. یعنی زمانیکه هلدینگ تازه در سی کیلومتری تهران و نزدیک فردیس کرج تولید توربین گازی را شروع کرده بود. مپنا در واقع یکی از بزرگترین غولهای صنعتی کشور است که در همان سالهای چرخش دولت سازندگی به سمت فعالیتهای اقتصادی پا گرفت. بعد از 10 سال مدیریت موسی رفان، علیآبادی از راه رسید. در این مدت که مپنا از یک کارخانه متوسط توربینسازی به هیبت يك کمپانی بزرگ درآمد، کمتر کسی مرد شماره یک این هلدینگ را میشناخت. علیآبادی در این سالها نشان داد که علاقه زیادی به اینکه در دید رسانهها باشد، ندارد.
ماجرای قرارداد با عراق
در این مدت بسیاری از شرکتهای گازی یا برقي بهصورت مناقصه به مپنا واگذار میشدند یا مپنا به شرکتهای دیگر واگذار میکرد. یکی از معروفترینشان قرارداد با عراق بود که سال 1394 کلید خورد. ارز این قرارداد دو و نیم میلیارد دلار میشد که درنهایت به دلیل تحریمها بخش زیادی از پول مپنا آنجا بلوکه یا به مرور به آنها پرداخت شد. بهجز این، مپنا با سوریه هم وارد قراردادهای مشترکی شده بود. بخشهای جدی این قرارداد به زمانی برمیگشت که دو مهندس مپنا در جنگ داخلی سوریه شهید و برخی هم اسیر شدند.
داستان حضور زیمنس
بعد از این قرارداد، این هلدینگ با زیمنس سروصدای زیادی کرد که بعد از برجام بهدست آمد. هیاتهای بسیاری از ایالتهای مختلف آلمان، از ایران دیدن کردند و طی این قرارداد تکنولوژیهای زیادی به ایران منتقل شد. در این یکسال 250 نفر آلمانی به ایران آمدند و همکاری گستردهای را شروع کردند.
از مترو تا خودرو
وقتی قراردادهای مپنا در دوران مدیریتي علیآبادی را بررسی کنیم، خواهیم دید که کار این هلدینگ فقط به محدوده توربین و نیروگاه آب، باد، گاز و برق محدود نمانده. سال 1388 که علیآبادی به صندلی مدیریتی تکیه زد، ساخت 21 کیلومتر ریل مترو اصفهان را به این کمپانی سپردند. سال 1393 قرار میشود که مپنا وارد بخش شبکه ریلی تهران هم بشود و قطعات خط سه مترو را بسازد.
سال 1395 ساخت مونوریل قم را شروع میکند که ادامه نمییابد. بعد از اینهم پروژه مترو تهران در سال 1396 کلید میخورد.یک اتفاق دیگر در دوره مدیریت او این بود که مجوزی از سازمان هواپیمایی کشور بگیرد که تعمیرات پیشرفته هواپیماهای مسافری را انجام دهد. برای همین در کنار ساخت قطعات توربین هواپیما به سمت تعمیر اساسی هم حرکت کرد. بهجز این مورد، حتی اخیرا ایرانخودرو با مپنا قرارداد بست تا تارای برقی را راهی بازار کند.
نجات یک کارخانه
مپنا قراردادهای خرید و فروش و واگذاری هم زیاد داشته. نمونه معروفش خرید سهام شرکت آلومینیوم مهدی بود که در غرب بندرعباس قرار داشت. شرکتی بزرگ با ظرفیت بالا که از سال 1391 دائما به صنایع مختلف واگذار میشد. در هر سری واگذاری هم گروهی از کارگران اخراج میشدند و اعتراضهای جدیدی شکل میگرفت. کار بهجایی رسید که ایرج کلانتری از وضعیت آنها مستند معروفی بهنام «خفهخون» را ساخت تا در نهایت سال 1397 این کارخانه هم به مپنا واگذار شد.
فارغ از همکاریها و پروژههایی که خود مپنا داشته، اخیرا ایرانتلنت گزارش جالبی از برندهای پرطرفدار در بین متقاضیان کار داده بود که بر اساس آن مپنا دومین برند خوشنام برای قرارداد و استخدام بوده است و از این نظر توانسته از نظر منابع انسانی کار خودش را به بهترین نحو انجام دهد. کاری که در کنار مگاپروژههای تولیدی آن را تبدیل به سومین تولیدکننده برتر توربینهای گازی در دنیا کرده است که کمتر کسی از این ماجرای آخر خبر دارد.


