یکی از استفادههایِ نامعمول از «بدن انسان»، تقریبا از سرِ ناچاری صورت میگیرد و البته، کمابیش میتوان دلایل اقتصادی را هم به این استفاده نامعمول نسبت داد: استفاده از اجساد کوهنوردان، به عنوان «نشانه» در مسیر صعود به قله.
ماجرا از این قرار است که ریسک مرگ در مسیر فتح «اورست» بسیار بالا است و کوهنوردانی که به قصد فتح قله به دلِ کوه میزنند، «میپذیرند» که ممکن است بروند و دیگر برنگردند. ظاهرا فُرمهایی هم وجود دارند که پیش از صعود، کوهنوردان آنها را امضا میکنند، مبنی بر اینکه اگر اتفاقی برایشان افتاد، آیا راضی هستند که پیکرشان همانجا بماند و از آن به عنوان راهنمایی برای بقیه کوهنوردان استفاده بشود یا نه.
گزینه دوم، بازگرداندن پیکر به پایین کوه است که بسیار پرهزینه و دشوار است و به همین دلیل، عمدتا انجام نمیشود. منظور از «هزینه» در اینجا صرفا هزینه مالی نیست، بلکه ممکن است جان دیگر کوهنوردانی که میخواهند پیکر فرد جانباخته را به پایین کوه منتقل کنند نیز به خطر بیفتد.
هر سال حدود پنج کوهنورد در مسیر فتح «قله اِوِرست» جان میسپارند و فهرست جانباختگان در این مسیر، تا این لحظه متاسفانه کمابیش نزدیک به ۳۰۰ نام را به خود دیده است. عمده جانباختگان (حدود ۸۰ درصد) از کشور «نپال» هستند، اما نام کوهنوردانی از «آمریکا»، «ژاپن» و «هند» هم فراوان به چشم میخورد. عمده این مرگها در تراز بالاتر از ۸۰۰۰ متر رخ میدهند، جایی که به «منطقه مرگ» (Death Zone) معروف است. در این ناحیه، سطح اکسیژن خون بسیار پایین میآید و اندک افرادی هستند که میتوانند در این تراز، بدون استفاده از کپسول اکسیژن دوام بیاورند
سرمای شدید هوا و کولاک هم مشکلات بعدی هستند و البته خستگی را هم نباید از قلم انداخت. خستگی، تمامشدن توانِ فیزیکیِ کوهنورد و بیماری، در واقع در صدر عوامل منجر به مرگ در این تراز به حساب میآیند. مواردی هم از سکته قلبی افراد گزارش شده است. آمار دقیقی وجود ندارد که چند نفر در مسیر صعود به «اورست» جان خود را از دست دادهاند و چند پیکر هنوز هم آنجا هستند، اما تخمین زده میشود که در دو سومِ مواردِ مرگهای گزارششده، پیکر کوهنورد هنوز هم همانجا باشد. این یعنی اکنون باید در حدود ۲۰۰ پیکر در مسیر صعود به «اورست» باقی مانده باشند.
یکی از این اجساد از بقیه معروفتر است: پیکر مردی هندی که به مرد «چکمهسبز» (Green Boots) معروف شده (به دلیل چکمههای سبزی که به پا دارد) و از سال ۱۹۹۶ میلادی، در مسیر فتح قله، در نزدیکی یک غار باقی مانده است. بدن این کوهنورد به دلیل سرمای هوا در مقابل تجزیهشدن دوام آورده و حالا حدود ۲۵ سال است که برای کوهنوردان دیگر، به عنوان راهنما یا نشانهای عمل میکند که نشان میدهد مسیر صعود درست پیموده شده یا نه.
مرد «چکمهسبز»، نزدیک به ۲۵ سال است که راهنمای صعودکنندگان به قله «اورست» است
در سال ۲۰۰۶ میلادی، یک کوهنورد انگلیسی به نام «دیوید شارپ» (David Sharp) هم به مرد «چکمهسبز» پیوست. شارپ، در حالی که نشسته بود، به صورت تدریجی یخ زد و مدتی طولانی هنوز زنده بود. پیکر او هم هنوز صحیح و سالم در کنار مرد هندی باقی مانده است.
«فرنسیس ارسنتیو» (Francys Arsentiev) هم نخستین زن آمریکایی بود که در سال ۱۹۹۸ میلادی موفق شد «اورست» را بدون استفاده از کپسول اکسیژن فتح کند. با این همه، خیلیها این را یک صعودِ موفق در نظر نمیگیرند، چرا که «فرنسیس» رفت، اما برنگشت.
ماجرا این بود که همسر «فرنسیس» که در تیم کوهنوردی با او همراه بود، نیمههای شب متوجه شد که «فرنسیس» در چادر نیست. با وجود ریسک مرگ و کولاک شدید، همسرش تصمیم گرفت به دنبال او بگردد.
پیکر «فرنسیس ارسنتیو» در «اورست» که به او «زیبای خفته» هم میگویند
کمی بعد، او با یک تیم کوهنوری از «ازبکستان» رو به رو شد که به او گفتند تلاش کردهاند «فرنسیس» را نجات بدهند، اما کپسولهای اکسیژن خودِ آنها هم در حال خالیشدن بوده و به ناچار، عملیات نجات را نیمهکاره رها کردهاند. روز بعد، دو کوهنوردِ دیگر «فرنسیس» را پیدا کردند که هنوز زنده بود، اما وضعیتش به قدری وخیم بود که نمیتوانستند تکانش بدهند. او کمی بعد درگذشت و پیکرش را همانجا رها کردند. همسر «فرنسیس» هم گم شد و تا یک سال بعد، که گروهی دیگر پیکر او را هم پیدا کردند، گمشده به حساب میآمد.
*** توضیح: هفتصبح ترجمه فارسی این نوشته را از سایت تجارتنیوز به امانت گرفته است


