دکتر برو دکتر! | بنده کوروش هستم نه کیریس
دکتر برو دکتر! | بنده کوروش هستم نه کیریس
چطوری کیریس؟! گفتم: بنده کوروش هستم نه کیریس. گفت: دیگه بدتر!
پارادایمشکنی زیر نور پروژکتورها | موج انتقادها به اکبر عبدی و مجید مظفری
یادداشتی برای آنها که نگران «اعتبار» هنرمندان هستند
این زامبیهای تعقیبکننده آمبولانس!
زامبیهایی که به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمیکنند و هر چیزی که سرراهشان باشد را از بین میبرند
صدای افراط | درباره سخنان تند و ساختارشکنانه غلامرضا قاسمیان
درباره آتشافروزی کلامی غلامرضا قاسمیان در میانه صلح شکننده تهران و ریاض
یادداشت| دست بر فرمان، پا بر رکاب
ترسی بیکلام، اما عمیق؛ ترس از سقوط، از زخم شدن زانوها، از خنده همسالان یا حتی از فریاد ناامیدی پدر
مردی که با تورم ازدواج کرد
باید سبزی را نیمکیلو خرید. باید برنج را بستهبندی یک کیلویی گرفت زندگی مشترک او با تورم، با اتفاقی شبیه ماهعسل شروع شد
بازگشت به زندگی از مسیر مرگ استعاری
گاهی استعفا دادن، نه از شغل، از آن نسخه کهنه خودمان، همان مرگ ضروری است
یادداشت| پرونده کوکازیرو و اسب تکشاخ
میگویم کجا چاخان کردهام که میگوید: «همون که میگی کوکازیرو شیرین نیست.»
چه شد که پیادهروی لوکس شد؟
پیادهروی دیگر «فعالیت» نیست؛ «ویژگی» شده
تکنگاری| ای برقی غمگین، تو مثل کوه نوری!
یکی گفته اگه مردم جای کولر از بادبزن استفاده کنند، مشکل برق برطرف میشه!
